میخوام اولین پستمو با امام زمان شروع کنم چون هیچکس مثل اون
ارزش انتظار نداره
دو سه روزه که دلم بدجوری هواتو کرده
باز دوباره حوس گرمیه چشاتو کرده
چند شبه که باز دوباره تو به خوابم نمیای
باز سراغ این دله خونه خرابم نمیای
هر جمعه دارم من با خودم میگم که امروز تو میای
اما وقتی که دیگه غروب میشه دلم میدونه نمیای
هر غروب جمعه من با یک سبد یاس پرپر
میشنم منتظرت تا تو بیایی از صفر
من با زخم زبونات رفیقم
مرحم بذار با حرفات رو زخم عمیقم
با تو ام که داری به گریه ام می خندی
کاش میشد بیای و به من دل ببندی
تنها بودن یه کابوس شومه
عزیزم کار دل نباشی تمومه
برای همسفر شدن یارو دلش یه یار تازه تر میخواد
تورو فراموش کرده و نگاه تازه تر میخواد
بس که هوس باز و من دوستش دارم خوب میدونه
بس که دلم دنبالشه خوب میدونه خوب میمونه
چشمهای اون توی دلم طعم لباش بوسه من رو گونهاش
عشق و نگیر از دل من با من بمون تا اخرم
تا وقتی که چشمهای من من و تورو ما ببینه
برو که فکر رفتنت آتیش به جونم میزنه
غم از تو با وفا تره هرشب به من سر میزنه
کویر نشه دلهای ما مثل بارون شیم بباریم
دستهای احساس مونو توی دستهای عشق بذاریم
صدای پای شب داره تو کوچه پرسه میزنه
خورشید باید طلوع کنه افتاب باید نور بزنه
باید که اسمونمون همیشه ابی بمونه
تو تن سبز لحظه ها خاطره هامون بمونه
اگه هنوز فاصله ها خط سیاه بین ما
باید پل عاطفه شه دست سپید دل ما
عشق تو شعله فروز واسه من
میگی غصه ات شب و روز واسه من
فکر آس و پاسی خودتو کن
نمیخواد دلت بسوزه واسه من
تا کی میخوای ردم کنی پیش همه بدم کنی
میخوای که از عشق خودت رسوایی ایدم کنی
حالم خراب و داغونه بی مهریهات فراوونه
اگه منو نخوای دیگه نفس برام نمیمونه
اینقده دل شکسته ام از این زمونه خسته ام
تو از پیشم رفتی و من هنوز به پات نشسته ام
گریه هامو نمیبینی غصه هامو نمیدونی
فریاد قلب زخمیمو از تو چشام نمیخونی
فرقی برات نمیکنه که من بمونم یا برم
حتی دلت نمیسوزه که پیش چشمات بمیرم
که پیش چشمات بمیرم
هر کی اومد توی زندگیم می بردمش تا آسمون
امروز میشد رفیق راه فردا برام بلای جون
همیشه قلب عاشقو به دست هر کسی سپرد
نمیدونم بد میاورد یا چوب سادگی شو خورد
گرد و غباری که دلم گرفته حوصله زیر و زبر نداره
ساقه خشکیده بید صبرم خم شده نای تبر نداره
میاد با اینکه اخرای قصه ست از روی دوشت این بارو بر میداره
قافیه هام یکی یکی تموم شد اما ترانه هام ندا نداره
یعنی یکی پیدا نمیشه از اون برای این خسته خبر بیاره
اگه میاد بهش بگین بجنبه غصه داره دخل منو میاره
قسمت نشد ببینمت خدا نگهداری کنم
قسمت نشد بمونم و از تو نگهداری گنم
گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخت برام
اگه یه وقت بگی نرو رفتن پر از درد و بلاست
الهی که یه اب خوش از تو گلوت پایین نره
الهی توی زندگیت بیوفته صد هزار گره
الهی چشمهای سیات وفا از هیچکس نبینه
نفرین و لعنتت کنن لیاقت تو همینه
حالا من موندمو تیغ و رگ دستو عکس پاره تو و من
بگو گفتم یا نگفتم
دل دیوونه منو کسی نمیتونه ببنین که شده دربه در
دل دیوونه منو کسی نمیتونه ببینه که زده به سیم اخر
یه عشقم می خندی و میگی تو چنگم اسیری
الهی اون روز برسه از غصه و غم بمیری
کاش میشد روزی بیاد که ذره ذره اب بشی
در حسرت گذشته ها دیونه و بیتاب بشی
گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره
نمیخوام با من بمونی برو از روزگارم
دیگه جایی نداری توی این قلب شکسته
زندگی با تو محاله
تو همونی که میگفتی زندگی با من خیلی قشنگه
نمیدونستم که حرفات همش از روی نیرنگه
حالا اینو میدونم گرچه حالا خیلی دیره
زندگی با تو محاله
اون که از عاطفه دم زد با نگاهی عاشقم شد
عشق نفرینی و یادش کابوس دقایقم شد
هر کسی به رسم دوستی قلب خستم و شکستش
اونی که فکر نمی کردم چوبه دارم و بسته
چه اثر از این نجابت که دیگه اسیر شبهام
چه سمر از این صداقت که همیشه تک و تنهام
اینجا کسی نیست که بخواد به دادت برسه دل بی کس و کار من
به اخر خط رسیدی بگو چی میخوای که دیگه سر اومده انتظار من
یه روز میخواستمت حالا ازت خسته شدم داری میشی بلای جون من
لعنت به من اگه دیگه بهت بگم پیشم بمون بگو چی میخوای از جون من
دیدی عشقت محال بود بودن با تو خیال بود
دلی که دادم به دستت زدی تو شکوندیش اسون
به خدا بیگناه بود
دیدی رفتی قول هات همه سراب شد
عشقت ام مثل بازی بچها شد
سرگرمی میخواستی چرا عشق منو قلب منو به بازی گرفتی
با دو دست خالی از عشق دیگه هیچ جا جای من نیست
انگاری هیچ چیزی مرحم واسه این زخم های تن نیست
من فراموش شدم و تو هنوزم تو نفسامی
رفتی بی من ولی انگار هرجا میرم تو باهامی
رفتی گفتی خاطراتم جای من واست میمونه
کاشکی بودی و می دیدی دلم از دوریت میخونه
کاش اینطور دوست نداشتم که بگم بی تو نمیشه
کاش دلت سنگی نبود و دل من مثل یه شیشه
زندگیم و دادی به باد هستی تو نابود میکنم
دارو ندارتو میخوام یه شب داغون بیکنم
فکر نمیکردی یه روزی عشق تورو رد بکنم
اما دیگه باید برو میخوام به تو بد بکنم
انگاری بوی تو بود زل زده بود به گریه هام
جمعه نبودنت خندیده بود به هفته هام
نکنه زردی برگا همشون یه نقشه بود
بشینه تو باورام من از تبار رفته هام
بیا این خط و نشون این چشمو اینم کمون
اگه دوستم نداری قدر عشقمو بدون
کسی که یه روز دلش با من بود
ببین قلبش شده یه تیکه از سنگ
اونیکه لاف عاشقی رو میزد
یه روز تنهام گذاشت با کلی نیرنگ
قریبی بی کسی اندازه داره
دل منم اخه خدایی داره
می دونی دل عاشق امروزا چه غمی داره
روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره
تو شدی خدای عشقم روی قلبم خونه کردی
اومدی تو سرنوشتم دلمو دیوونه کردی
خداحافظ دیگه رفتم اخر ثانیه منم
هرجا یه ساعت ببینم اقربهاشو مشکنم
حتی نشد واسه یه بار من بدیهاتو خوب کنم
خورشید و کشتم تا دیگه خودم به جات غروب کنم
میدونی چرا گیتارمو از تو بشتر دوست دارم چون باهام حرف میزنه
اما تو هیچوقت با من حرف نمیزنی حتی بهونه رفتنتم بهم نگوفتی
میدونی چرا گیتارمو از تو بشتر دوست دارم چون همدم منه
اما تو هچیوقت همدم من نبودی حتی وقتی واسیه تو اشک میریختم
میدونی چرا گیتارمو از تو بشتر دوست دارم چون همیشه تو اغوشمه
اما تورو هیچوقت تو اغوشم نگرفتم حتی وقتی خواستی بری
میدونی چرا گیتارمو از تو بشتر دوست دارم چون با من هم صداست
اما تو هیچوقت با من هم صدا نبودی حتی وقتی که به هم گفتیم دوستت دارم