تبليغاتX
روزهای برفی
روزهاي برفي
تنها نبودم حتي يک دقيقه با تنهايي که بهترين رفيقه
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387
asd
asdasdsadasd asdasd sdasdas dasd
+ نوشته شده در 18:46 توسط مرتضی.
جمعه بیست و یکم دی 1386
امام زمان

 

میخوام اولین پستمو با امام زمان شروع کنم چون هیچکس مثل اون 

 

  ارزش انتظار نداره

 

 

دو سه روزه که دلم بدجوری هواتو کرده

 

 باز دوباره حوس گرمیه چشاتو کرده

 

چند شبه که باز دوباره تو به خوابم نمیای

 

باز سراغ این دله خونه خرابم نمیای

 

  هر جمعه دارم من با خودم میگم که امروز تو میای

 

 اما وقتی که دیگه غروب میشه دلم میدونه نمیای

 

 هر غروب جمعه من با یک سبد یاس پرپر

 

 میشنم منتظرت تا تو بیایی از صفر

 

+ نوشته شده در 11:12 توسط مرتضی.
جمعه ششم مهر 1386
زخم زبون
 

من با زخم زبونات رفیقم

مرحم بذار با حرفات رو زخم عمیقم

با تو ام که داری به گریه ام می خندی

کاش میشد بیای و  به من دل ببندی

تنها بودن یه کابوس شومه

عزیزم کار دل نباشی تمومه

 

 

+ نوشته شده در 10:54 توسط مرتضی.
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386
مسافر
 

برای همسفر شدن یارو دلش یه یار تازه تر میخواد

تورو فراموش کرده و نگاه تازه تر میخواد

بس که هوس باز و من دوستش دارم خوب میدونه

بس که دلم دنبالشه خوب میدونه خوب میمونه

چشمهای اون توی دلم طعم لباش بوسه من رو گونهاش

عشق و نگیر از دل من با من بمون تا اخرم

تا وقتی که چشمهای من من و تورو ما ببینه

 

+ نوشته شده در 9:5 توسط مرتضی.
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
بی وفا
 

برو که فکر رفتنت آتیش به جونم میزنه

غم از تو با وفا تره هرشب به من سر میزنه

 

+ نوشته شده در 18:14 توسط مرتضی.
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
پل عاطفه
 

کویر نشه دلهای ما مثل بارون شیم بباریم

دستهای احساس مونو توی دستهای عشق بذاریم

صدای پای شب داره تو کوچه پرسه میزنه

خورشید باید طلوع کنه افتاب باید نور بزنه

باید که اسمونمون همیشه ابی بمونه

تو تن سبز لحظه ها خاطره هامون بمونه

اگه هنوز فاصله ها خط سیاه بین ما

باید پل عاطفه شه دست سپید دل ما

 

+ نوشته شده در 12:42 توسط مرتضی.
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
واسه من
 

عشق تو شعله فروز واسه من

میگی غصه ات شب و روز واسه من

فکر آس و پاسی خودتو کن

نمیخواد دلت بسوزه واسه من

 

+ نوشته شده در 17:5 توسط مرتضی.
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386
فریاد
 

تا کی میخوای ردم کنی پیش همه بدم کنی

میخوای که از عشق خودت رسوایی ایدم کنی

حالم خراب و داغونه بی مهریهات فراوونه

اگه منو نخوای دیگه نفس برام نمیمونه

اینقده دل شکسته ام از این زمونه خسته ام

تو از پیشم رفتی و من هنوز به پات نشسته ام

گریه هامو نمیبینی غصه هامو نمیدونی

فریاد قلب زخمیمو از تو چشام نمیخونی

فرقی برات نمیکنه که من بمونم یا برم

حتی دلت نمیسوزه که پیش چشمات بمیرم

که پیش چشمات بمیرم

 

+ نوشته شده در 20:17 توسط مرتضی.
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386
مرام
 

تنهایی مرام عشقه

 

+ نوشته شده در 21:38 توسط مرتضی.
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386
به پای من
 

هر کی اومد توی زندگیم می بردمش تا آسمون

امروز میشد رفیق راه فردا برام بلای جون

همیشه قلب عاشقو به دست هر کسی سپرد

نمیدونم بد میاورد یا چوب سادگی شو خورد

 

+ نوشته شده در 21:34 توسط مرتضی.
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386
گرد و غبار
 

گرد و غباری که دلم گرفته حوصله زیر و زبر نداره

ساقه خشکیده بید صبرم خم شده نای تبر نداره

میاد با اینکه اخرای قصه ست از روی دوشت این بارو بر میداره

قافیه هام یکی یکی تموم شد اما ترانه هام ندا نداره

یعنی یکی پیدا نمیشه از اون برای این خسته خبر بیاره

اگه میاد بهش بگین بجنبه غصه داره دخل منو میاره

 

+ نوشته شده در 17:21 توسط مرتضی.
جمعه هفتم اردیبهشت 1386
اشک
 

اشکهای من هدیه به تو

 

 

+ نوشته شده در 11:16 توسط مرتضی.
جمعه هفتم اردیبهشت 1386
رفتن
 

قسمت نشد ببینمت خدا نگهداری کنم

قسمت نشد بمونم و از تو نگهداری گنم

گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخت برام

اگه یه وقت بگی نرو رفتن پر از درد و بلاست

 

+ نوشته شده در 11:11 توسط مرتضی.
شنبه یازدهم فروردین 1386
نفرین
 

الهی که یه اب خوش از تو گلوت پایین نره   

الهی توی زندگیت بیوفته صد هزار گره

الهی چشمهای سیات وفا از هیچکس نبینه

نفرین و لعنتت کنن لیاقت تو همینه

 

+ نوشته شده در 20:22 توسط مرتضی.
دوشنبه سی ام بهمن 1385
گفتم یا نگفتم
 

حالا من موندمو تیغ و رگ دستو عکس پاره تو و من

بگو گفتم یا نگفتم

+ نوشته شده در 19:46 توسط مرتضی.
دوشنبه سی ام بهمن 1385
دل دیوونه
 

دل دیوونه منو کسی نمیتونه ببنین که شده دربه در

دل دیوونه منو کسی نمیتونه ببینه که زده به سیم اخر

 

+ نوشته شده در 19:35 توسط مرتضی.
سه شنبه بیست و ششم دی 1385
نفرین2

 

یه عشقم می خندی و میگی تو چنگم اسیری

الهی اون روز برسه از غصه و غم بمیری

کاش میشد روزی بیاد که ذره ذره اب بشی

در حسرت گذشته ها دیونه و بیتاب بشی

 

 

+ نوشته شده در 18:1 توسط مرتضی.
جمعه پانزدهم دی 1385
نیرنگ
 

گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره

نمیخوام با من بمونی برو از روزگارم

دیگه جایی نداری توی این قلب شکسته

زندگی با تو محاله

تو همونی که میگفتی زندگی با من خیلی قشنگه

نمیدونستم که حرفات همش از روی نیرنگه

حالا اینو میدونم گرچه حالا خیلی دیره

زندگی با تو محاله

 

+ نوشته شده در 14:54 توسط مرتضی.
شنبه دوم دی 1385
رفاقت
 

اون که از عاطفه دم زد با نگاهی عاشقم شد

عشق نفرینی و یادش کابوس دقایقم شد

هر کسی به رسم دوستی قلب خستم و شکستش

اونی که فکر نمی کردم چوبه دارم و بسته

 

+ نوشته شده در 15:23 توسط مرتضی.
شنبه دوم دی 1385
چه اسر

 

چه اثر از این نجابت که دیگه اسیر شبهام

چه سمر از این صداقت که همیشه تک و تنهام

 

+ نوشته شده در 15:17 توسط مرتضی.
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385
دل شکسته
 

اینجا کسی نیست که بخواد به دادت برسه دل بی کس و کار من

به اخر خط رسیدی بگو چی میخوای که دیگه سر اومده انتظار من

یه روز میخواستمت حالا ازت خسته شدم داری میشی بلای جون من

لعنت به من اگه دیگه بهت بگم پیشم بمون بگو چی میخوای از جون من 

 

 

+ نوشته شده در 17:23 توسط مرتضی.
دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385
بی گناه
 

دیدی عشقت محال بود بودن با تو خیال بود

دلی که دادم به دستت زدی تو شکوندیش اسون

به خدا بیگناه بود

دیدی رفتی قول هات همه سراب شد

عشقت ام مثل بازی بچها شد

سرگرمی میخواستی چرا عشق منو قلب منو به بازی گرفتی

 

+ نوشته شده در 17:8 توسط مرتضی.
یکشنبه بیست و ششم آذر 1385
دست خالی از عشق
 

با دو دست خالی از عشق دیگه هیچ جا جای من نیست

انگاری هیچ چیزی مرحم واسه این زخم های تن نیست

من فراموش شدم و تو هنوزم تو نفسامی

رفتی بی من ولی انگار هرجا میرم تو باهامی

رفتی گفتی خاطراتم جای من واست میمونه

کاشکی بودی و می دیدی دلم از دوریت میخونه

کاش اینطور دوست نداشتم که بگم بی تو نمیشه

کاش دلت سنگی نبود و دل من مثل یه شیشه

 

+ نوشته شده در 19:43 توسط مرتضی.
یکشنبه دوازدهم آذر 1385
نابود

 

زندگیم و دادی به باد هستی تو نابود میکنم

دارو ندارتو میخوام یه شب داغون بیکنم

فکر نمیکردی یه روزی عشق تورو رد بکنم

اما دیگه باید برو میخوام به تو بد بکنم

 

+ نوشته شده در 10:17 توسط مرتضی.
سه شنبه شانزدهم آبان 1385
خط و نشون
 

انگاری بوی تو بود زل زده بود به گریه هام

جمعه نبودنت خندیده بود به هفته هام

نکنه زردی برگا همشون یه نقشه بود

بشینه تو باورام من از تبار رفته هام

بیا این خط و نشون این چشمو اینم کمون

اگه دوستم نداری قدر عشقمو بدون

 

+ نوشته شده در 17:24 توسط مرتضی.
سه شنبه شانزدهم آبان 1385
ادمها

 

قلبهای ادمهای شهر

خونهای سنگی شدن

تموم کوچه های شهر

مسیر دلتنگی شدن

 

+ نوشته شده در 17:10 توسط مرتضی.
شنبه بیست و نهم مهر 1385
لاف عاشقی

 

کسی که یه روز دلش با من بود

ببین قلبش شده یه تیکه از سنگ

اونیکه لاف عاشقی رو میزد

یه روز تنهام گذاشت با کلی نیرنگ

قریبی بی کسی اندازه داره

دل منم اخه خدایی داره

 

+ نوشته شده در 20:22 توسط مرتضی.
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385
غم عاشق

 

می دونی دل عاشق امروزا چه غمی داره 

روزا غم عجیبی توی قلبم پا میزاره

تو شدی خدای عشقم روی قلبم خونه کردی

اومدی تو سرنوشتم دلمو دیوونه کردی

+ نوشته شده در 21:59 توسط مرتضی.
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385
دیگه میرم
 

خداحافظ دیگه رفتم اخر ثانیه منم

هرجا یه ساعت ببینم اقربهاشو مشکنم

حتی نشد واسه یه بار من بدیهاتو خوب کنم

خورشید و کشتم تا دیگه خودم به جات غروب کنم

 

+ نوشته شده در 14:25 توسط مرتضی.
سه شنبه یازدهم مهر 1385
گیتار عشق

 

 میدونی چرا گیتارمو از تو بشتر دوست دارم چون باهام حرف میزنه

    اما تو هیچوقت با من حرف نمیزنی حتی بهونه رفتنتم بهم نگوفتی

      میدونی چرا گیتارمو از تو بشتر دوست دارم چون همدم منه

   اما تو هچیوقت همدم من نبودی حتی وقتی واسیه تو اشک میریختم

  میدونی چرا گیتارمو از تو بشتر دوست دارم چون همیشه تو اغوشمه

        اما تورو هیچوقت تو اغوشم نگرفتم حتی وقتی خواستی بری

  میدونی چرا گیتارمو از تو بشتر دوست دارم چون با من هم صداست

اما تو هیچوقت با من هم صدا نبودی حتی وقتی که به هم گفتیم دوستت دارم

 

+ نوشته شده در 10:42 توسط مرتضی.

div class=mtitle>
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: